امشب با دوستای هم دانشگاهی به افتخار ثبت رکورد جدیدی در دانشگاه شام رفتیم بیرون .
حتما میپرسین رکورد چی ؟
جوابش سخت نیست . ما این ترم به زور کمک استاد و مدیر گروه و حتی آبدارچی دانشگاه تونسته بودیم کاردانی ارشدمون رو بعد از ۴ سال بگیرم
نخندینا ولی دانشگاه آزاده دیگه پول میگیرن که نمره ندن . مام که درس خون نیستیم که خودمون نمره بیاریم اونام از خداشونه ما بیشتر بمونیمو بیشتر پول بدیم
خلاصه بعد از چهاسال با افتخار تمام مدرک کاردانی ارشد رو گرفتیمو خوشحال از کرده خویش تصمیم گرفتیم امشبو بزنیم به دل خیابونو با بچه ها خوش باشیم
از بچه های هم ورودی ما (۸۵) هفت نفر پسر و پنج نفر دختر بودیم که به این مهم نائل شدیم
خلاصه به پیشنهاد حمید که مثلا توی ما از همه زرنگتر بود رفتیم دروازه قرآن
از ما پسرا ( محمد ) نبود و از دخترا ( مهسا ) هردوشون بچه های شهرستان بودن . خلاصه عصرزدیم بیرون و رفتیم دروازه قرآن و بچه ها یکی یکی اومدن و جمعمون جمع شد
همه گرم تعریف شدیم و از این ۴ سالی که پولای بی زبونمون رو ریخته بودیم توی حلق دانشگاه آزاد حرف زدیم .
جمع صمیمی ما از همون هفته اول رفتن به دانشگاه تشکیل شده بود . بچه های دانشگاه به ما میگفتن باند بازنشستگان چون واسه همه تابلو شده بودیم که ما برای یه کاردانی ۴ ساله داریم میایمو میریم ولی دوستیمون توی دانشگاه زبان زد خاص و عام بود
محمد - مسعود - پیمان - علی - بهنام - سامان و من پسرهای گروه بودیم و الهام - مهسا - ستاره - مریم و هانیه دخترهای گروه بودن
خلاصه بعد از کلی تعریفو توی سرو کله همدیگه زدن واسه خوردن شام راهی پیتزا ساندویچ سیحون شدیم آخه اولین شام دسته جمعیمون رو هم اونجا خورده بودیمو بچه ها کلی از اونجا خاطره داشتن
بچه ها خیلی خوشحال بودن که یه بار دیگه همدیگرو دیده بودیم . شامو که خوردیم بچه ها هرکدوم از یه طرف رفتنو پول شام افتاد گردن منو پیمان
ولی شب خوبی بود یاد قدیما بخیر
آفرین بهتون تبریک می گم...
منم دانشگاه آزادیم...
اون ۴ سال به کنار از اتحادتون خوشم اومد که همتون ۴ ساله تموم کردین
ولی حیف دیگه اتحادمون کمرنگ شده هرکی یه راهی رفته
یکی میخواد بره سربازی یکی میخواد بره خارج یکی میخواد ازدواج کنه و ...
فقط میدونم یه روزی خیلی دلتنگ این روزا میشیم
خوبی؟
مرسی که وبم اومدی
خوشحالم که از اهنگ وبم خوشت اومده
اون آهنگ خیلی شبیه منه
اتحادتون قشنگه سعی کن حفظش کنی
بازم بیا پیشم خوشحال میشم
سلام
اول از اینکه به وبم سر زدی تشکر می کنم. دوم اینکه به روزایی شما با دوستای دانشگاهیتون داشتین و اتحاد کلیتون غبطه می خورم.ببخشید ولی پسرای کلاس ما که خیلی نابغه ی قرن هستن! و با یه سلام هم جوگیر میشن!
زندگی ادامه داره... بدرود
الهام جان موافقم باهات . کلا ما پسرا خیلی خیلی بی جنبه ایم
وبلاگتو نذاشتی که ...
میخوام لینکت کنم
خوشحالم که اینقدر با هم صمیمی هستین
man asheghe shirazam . hatman danesh gah miam shiraz
دانشگاه شیراز رتبه بالا میخوادا
تمام تلاشتو بکن
سلام ممنونم که مدام به من سر می زنید و شرمندم که دیر زمانی است من نتونستم بیام خدمت تون .منتظرتم
خدمت از ماست
سلام میبینم که از شام آخرمون مطلب گذاشتی
شب خوبی بود فقط حیف که مهسا و محمد نبودن
ستاره پیشمه سلام میرسونه
آره حیف شد
سلام دروغ میگه این دیوونست
من خودم سلام میرسونم
سلاااااااااااااااااااااام
شما هر دوتون دیوونه این
ناراحت نشینا
آخی ...
همیشه همین طوره..
همیشه همه چیز ثابت نمیمونه...
به قول یارو گفتنی : تو زندگی ما ها خیلی ها بودن اما حالا نیستن....
خیلی ها هم میان مث بقیه میرن...
حست و درک میکنم...من این حس و تو دبیرستان داشتم...
و همیشه دلتنگ اون روزام...
و الانم که ترم هفتم...دلتنگ اینروزا...
سلام
بابا ای ول
کدوم دانشگاه بودید؟
صدرا؟
اووهوم . مهندسی پردیس بودیم
من دو ساله تموم کردم
دلت آااااااااااااااب
تبریک میگم واقعن این موفقیت پیروزمندانه رو!