آقای بلاگ اسکای ممنونم که تبلیغاتتون رو از توی وبلاگ من برداشتید
مثلا آدم وبلاگ بزنه بعد آدرس وبلاگش یادش بره بعد بره از توی وبلاگ دوست جونش بیاد توی وبلاگ خودش
روز اولی رفتم داداشمو بردم مدرسه بعد یه زنگم با اجازه خانم معلمشون سر کلاس نشستم . دیگه حال نمیداد نیمکته برام کوچیک بود اون حس و حال دوران مدرسه رو هرکاری کردم بیاد سراغم نیومد که نیومد
اوووووم من دلم میخواد دوباره برم مدرسه دلم میخواد انشا بنویسم
پی نوشت 1 : آقای بلاگ اسکای دوست بابامه هرکی خواست بگه تا بهش بگم تبلیغات رو از روی وبلاگش برداره
اولا واقعا که چه جوریه تو تبلیغات نداری ؟ ( خنده / تعجب )
دومن من هیش موقع دلم واسم اون نیمکتا تنگ نمیشه
مدیر بلاگ اسکای دوست بابامه
از قد کوتاها خوشووووووووووووووم میاد